سيد على آل داوود
46
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
وقايع يوم هفتم شهر مزبور [ قريهء زرقان ] بعد از حركت از محال بندامير روانهء قريه زرقان و مسافت اين راه مساوى سه فرسنگ است و جمعيت قريه مذكوره دويست خانوارند و ميانه اين راه بيشه و نىزار است . و آب آن بيشه از چشمهاى است كه از كوه پشت زرقان مىآيد و در آنجا جمع مىشود . بدين جهت محدث بيشه و نىزار است و سه سمت قريه مذكوره كوه است و اصل ده به پاى دامنه كوه واقع است . وقايع يوم هشتم شهر مزبور [ شيراز ] بعد از حركت از محال زرقان روانهء بلدهء شيراز و مسافت اين راه مساوى پنج فرسنگ تمام و كل راهش نشيب و فراز است الى يك ميدانى شهر ، و تمامت اين راه مشكل و سنگلاخ است ، خاصه راه ميان تنگ موسومه به اللّه اكبر كه يك ميدانى شهر است و از بالاى تنگ مزبور قنات آبى به مصداق « هذا عذب فرات » شيرين و خوشگوار جارى و مشهور به آب ركنى است . مىگويند كه يك رشته از آن را ركن الدين حسن احداث و دو رشته ديگر اهالى بلد نيز متصل به آن احداث نمودهاند و اكنون خرابى زيادى دارد كه محتاج به تعمير است . و قدرى از آب مزبور در تكاياى چهل تنان و هفت تنان و حافظيه و بساتين ديوانى كه يكى به باغ نو معروف و ديگرى به جهاننما موصوف است شرب مىشود و خواجه حافظ